بدون عنوان
پريروز بعد از مهد كودك براي تبريك روز مادر رفتيم خونه ماماجون پرهام ونسرين خاله هم اومده بودن جاتون خالي عصري سر دستمال گردگيري بين من و پرهام دعوا افتاد كه آخر سر ماماني و نسرين خاله و مامان جون مجبور شدند براي اينكه دعوا ادامه پيدا نكنه من و پرهام رو به پارك بانوان ببرند . بعد از برگشتن از پارك بانوان اونقدر خسته شده بودم كه بعد از خودرن هندونه لالا كردم.
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


بدون عنوان
